از نگاه تا لبخند امیرمحمد

امیرمحمد ده ماهگیت مبارک

بازم شانزدهم از راه رسید و امیری ما ده ماهه شد و بالاخره یک تکونی به خودش داد و کم کم داره تمرین میکنه چهار دست و پا بره ، و دیگه بصورت سینه خیز و فرز عقب عقب میره دیگه اینکه آب رو بخوبی تلفظ میکنه الان یک هفته ای میشه که خونه خودمونیم اما.................... امیری که بی تابی هاش واسه ونه آقایی نق نقوش کرده فقط با داشتن مهمون تو خونه قرار میگیره وگرنه فرار رو ترجیح میده بخاطر همینه که چند شبیه مزاحم دختر دایی ها شدیم و بار این زحمت رو رو دوش اسما و پریسا گذاشتیم طفلکی ها آخر شب میان و تا ظهر فردا درگیر بازی های لوس امیری هستن . شانزدهم این ماه هم شانزدهم بیخطری بود چون خبری از واکسن توش نبود اما شانزدهم آبان سوای اشتیاق اومدنش واسه تول...
17 شهريور 1390

امیرمحمد 9 ماهه میشود

دیروز امیرمحمد نه ماهه شد و من هرچه سعی کردم نتونستم وارد وبلاگش بشم و این خبر رو بدم شانزدهم هر ماه که میشه من منتظر یک کار خارق العاده جدید از ناحیه امیری هستم اما ایندفعه چیزی شکارم نشد جز اینکه امیر یه مدتی لوس شده و تا منو میبینه آویزونم میشه و به هیچ وجه جدا نمیشه و موقعی که آماده میشم بیرم سر کار پشت سرم گریه میکنه دیگه اینکه تو این نه ماهی که بدنیا اومده ما فقط یکی دو شب رفتیم خونه خودمون که اینقدر گریه کرده ما هم بی خیال حیا شدیم و کامل افتادیم تو دیزی خونه آقایی، ودیگه اینکه قرارداد خونه رو با ماهیانه صدتومان کرایه که صابخونه جدید کشید روش تمدید کردیم آخه با وجود امیری نه وقت بنگاه رفتن و خونه دیدن داشتیم نه امکان اسباب کشی و ...
7 شهريور 1390

دندون فك بالا

امیری 2 تا دندون از فک پایینش درآورده دیشب که داشتم بهش غذا میدادم نوک قاشق با لثه بالایی برخورد کرد و صدای جیغ امیری و بعد هم گریه های سوزناکش متعجبم کرد و لبش رو کشیدم بالا و نگاه کردم و دیدم بیچاره لثه فک بالا بشدت زخم و زیلی و متورمه و یه دندون زده بیرون و یکی هم با التهابی که تو لثه ایجاد کرده بود احتمالا امروز و فردا بیرون میاد و امیری اشتهاش کم شده و نق نقو شده ما هم که فعلا ربطش میدیم به دندونش تا چه پیش آید..
7 شهريور 1390

مامور مخابرات

امیرمحمد مدت مدیدیه که به وسایل ارتباط جمعی ایراز علاقه میکنه اما با تلفن که دیگه شورش رو درآورده اولا به محض شنیدن صدای زنگ تلفن فوری تحت هر شرایطی که باشه بر میگرده و تلفن رو نگاه میکنه، چه بسا که دراین مواقع از حالت نشسته سقوط کرده و با گریه به استقبال میره،و میگه کیه؟وحتما پاسخگوی تلفن باید گزارش احوال امیری رو هم بده حتی اگر اون ور خط کسی مایل نباشه از احوالاتش با خبر بشه و درنهایت ریش و قیچی رو باید بدن دست خودش حالا یا با گوشی ور میره و محکم اونو میزنه به دستگاه پایه و یا با شخصی که اونور سیمه گرم میگیره اما در هر دو حالت تا اوضاع به جنگ و کشمکش و در نهایت جیغ و داد امیری نکشه دست بردار نیست ، گوشی موبایل هم از دست امیری آسایش نداره...
7 شهريور 1390

انتظار بی جا

امیرمحمد داره 10 ماهه میشه و هیچ خبری از چهاردست و پا رفتن و راه افتادنش نیست ظاهرا ما انتظار بیجا داریم . فقط دو روز پیش یک حرکت قورباغه ای اونم به عقب داشت که از خنده روده برمون کرد(عین اسباب بازیهای داخل لپ لپ که کوکشون میکنی و ملق میزنن) و احتمالا همین خنده های من و مادری که شاهد عینی بودیم باعث شد که دیگه تکرارش نکنه و فقط یه روز اونم چند بار اتفاق افتاد. فقط جدیدا دو تا دستش رو ستون بدنش میکنه و عین عقربه ساعت شعاع یک دایره کامل رو دور میزنه وگاهی سینه خیز عقب عقب میره ویه مطلب خنده دار اینکه آب رو آبم تلفظ میکنه بصورت آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآ ب مِ ( ب و م رو هردو بصورت ساکن تلفظ میکنه) نمیدونم چرا بر خلاف این همه راحت طلبیش و...
7 شهريور 1390
1