از نگاه تا لبخند امیرمحمد

امیر و تب لعنتی

امیرمحمد دوروزه تب کرده و تو این 48 ساعت من و خودش شب تا صبح نخوابیدیم دائم پاشویه اش کردم و قطره استامینوفن دادم و هر دو شب ، آخرشب کارمون به بیمارستان کشید ولی دکترا معتقدن یه ویروس جدیده و تا 4 روز تب داره ( تازه حداقل )و امروز که باز به متخصص زنگ زدم گفت اگه نمیتونی کنترلش کنی بیارش بیمارستان بستریش کنیم اما دلم نیومد این در عیدی وحشت لباس سفید پرستارا و دکترا و بوی الکل و بیمارستان رو به ذهن بچه فرو کنم . تصمیم گرفتم تا هر چی طول کشید با توکل به خدا بالا سرش بشینم و تبش رو کنترل کنم تا ان شاء ا... خوب بشه. البته زحمتش فقط مال من نیست مادری و بقیه افراد خانوادم هم درگیرن هم زحمت نگهداریشو دارن هم استرس این تب لعنتی رو. دیشب تا صبح هذیو...
23 اسفند 1391
1