از نگاه تا لبخند امیرمحمد

این وبلاگ هدیه لحظه های به یاد ماندنی از گام به گام رشد امیر محمد کوچولوست از دنیای بزرگ کودکی به دنیای کوچک بزرگسالی.

اميري و واكسن 18 ماهگی

روز شنبه امیری واکسن 18 ماهگیش رو زد. درست ١٦/٢/٩١دوباره زنگ زدم شبکه بهداشتی که واکسن یکسالگیش رو زدن آخه اونجا بنظر میاد بهتر میزنن خلاصه من و بابایی امیری رو بردیم  بقول خودش آقا دوتول آپول(آقا دکتر آمپول) موقع زدنش یه جیغ و یک ثانیه گریه بود و بعدش بدو بدو و شیطونی اما دریغ از یکی دو ساعت بعد که امان از درد آپول...... با جرات نفس میکشید و اگر کسی از کنارش رد میشد داد و بیداد میکرد که مبادا تنه اون شخص به دست یا پاش بخوره و تا 24 ساعت تب داشت که تا صبخ علی الطلوع روی پاهای اینجانب ناله میکرد و سر ظهر مجبورش کردم بشینه ، زیر بار نمیرفت اما از من اصرار و از اون انکار و آخرش سنگ تموم گذاشت و یه دفعه بلند شد و لنگ لنگان قدم میزد ...
23 ارديبهشت 1391
1