از نگاه تا لبخند امیرمحمد

این وبلاگ هدیه لحظه های به یاد ماندنی از گام به گام رشد امیر محمد کوچولوست از دنیای بزرگ کودکی به دنیای کوچک بزرگسالی.

حرف های از جنس امید

1394/5/6 12:18
252 بازدید
اشتراک گذاری

بازم یه غیبت طولانی داشتم، اینقدر زیاد که نمی دونم اگه بخوام خط به خط رویدادهای این مدت رو بنویسم حافظه م چند خط در میون یاری میکنه، ماشاءالله امیر محمد مردی شده ( بقول خودش). مرد کوچکی که آرزوهای بزرگی داره مثه خرید یه اسب قوی و بزرگتر از اون خریدن یک دایناسور یا اژدهااااااااا

ترم دوم هم با تمام سنگینی که رو مغز و دوشمون داشت تموم شد و هنوزم پس لرزه های استرس امتحان آخر رو تو وجودم احساس میکنم.تقریبا میشه گفت سختی راه ادامه تحصیلات به آسانی تبدیل شده با تفاوت عکس شمارش معکوس جدایی از دوستانی از جنس بهشت.ولی یاد گرفتم که آرزومند سلامتی و سعادتشون باشم هر جا که هستن.

به لطف خدا، اوضاع احوالم بهتره و از خدا میخوام تا سلامتی کامل دست منو رها نکنه

تو این مدت پای نیلای نازنین از ناحیه ران شکست و دوران سختی واسه هممون رقم زد خصوصا خودش که بشدت لاغر شد.

و یه خاطره خوب هر چند کوتاه به اندازه یک خواب این بود که طیبه اومد خونمون روز عید فطر بعد از حدود 6 سال دوباره همدیگه رو دیدیم. راستی امسال به لطف خدا روزه مو گرفتم و خیلی از این بابت خوشحالم می دونم که لیاقت پذیرش درگاه خدا رو نداشت اما حداقل واسه اینکه سر دلمو کلاه بذارم خوب بود.

مامانم از بوشهر مهمون داشت و واسه امیر یه ستاره دریایی، یه خرچنگ و یه ماهی بادکنکی آوردن که ستاره رو دیوار کوبوند و ماهی رو گذاشت تو ویترین کمدش و اما خرچنگ رو که نتونست مجوز ورود به خونه رو براش بگیره تو خونه آقایی نگهداشت.

و دیگه اینکه از 9 خرداد دایی ام یه دونه کفتر خوشگل واسش خرید و سرش با اون حسابی گرمه و در قبال مردن ماهی های عیدش یکی پس از دیگری دو تا ماهی مولی پاندا گرفت و همدمشون شد.

اردیبهشت رفتیم خونه دوست خوبم مریم و زحمت کشیدن ما رو بردن شمال، شهرستان زیبای نور خلاصه سه چهارروزی مزاحمشون بودیم و به ما خیلی خوش گذشت و باز اینکه قراره ان شاء الله شش شهریور با همکارمون( کمافی السابق) بریم شمال( محمود آباد).

اینم عکس های امیر و بیتا

 

 

خاله سمیه هم که روز جمعه اسباب کشی کرد و رفت همدان و نمی دونم کی به جای خالیش تو خونه مادری عادت می کنم، خاله صدیقم که یک هفته ای میشه رفته مسافرت و پاک خونه آقایی خلوت شده و دلتنگی میاره

خدایا سلامت و عمر با عزت به همشون بده

پسندها (0)
شما اولین هوادار باشید!
نظرات (0) مشاهده جعبه ارسال نظر
انصراف