از نگاه تا لبخند امیرمحمد

حس و حال کوفته بعد از جراحی

1394/12/8 15:34
108 بازدید
اشتراک گذاری

سال داره تموم میشه. نمی دونم من در انتهای این سال نشستم یا در امتداد لحظه های پر از ایهام

از نیمه سوم بهمن ، در موجی از استرس که سونوگرافی بهم تحمیل کرد غوطه ور بودم و از این دکتر به اون دکتر و از این شهر به اون شهر، سرگردان بودم.

آخرش در تاریخ 3 اسفند عمل جراحی شدم و برخلاف 48 ساعت اول بعد از عمل، الان حال بشدت وحشتناکی دارم. حال که چه عرض کنم اصلا حال ندارم همش حالت غش و ضعف.

امیر برخلاف احساسات و عواطف افراطی همیشه، خیلی از بیماری و عمل و بستری شدن من تو بیمارستان راضی بود و بهم پیشنهاد داد که هر از چندگاهی از این کارا بکنم یا اگه من وقتشو نداشتم باباش زحمتشو قبول کنه.

میگه اینجوری هم تند تند میریم مسافرت و هم من مهد نمیرم و هم شماها سرکار نمیرن خلاصه جمعمون جمع میشه.

امیر خیلی پیشرفت کرده هم تو زبان انگلیسی و هم تو شعر و متاسفانه در کنارش گفتار و رفتار دور از ادبتعجب

پروپوزالم بعد کلی دنگ و فنگ و اعصاب خردی در حد خاکشیر، تصویب شد اما درحال حاضر ضعف بعد از عمل توان نفس کشیدن رو ازم گرفته چه رسد به تدوین فصول 1 و 2 پایان نامه.

الان جون ندارم و حس نوشتنم رفت نمی دونم این پست در همین حد تموم میشه یا بعدا میام و سروسامونش میدم.

 

 

پسندها (0)
شما اولین هوادار باشید!
نظرات (0) مشاهده جعبه ارسال نظر
انصراف