امیرمحمدامیرمحمد، تا این لحظه: 15 سال و 11 ماه و 15 روز سن داره

از نگاه تا لبخند امیرمحمد

سفیر سعادت

1391/9/13 14:39
329 بازدید
اشتراک گذاری

خلیل‌وارببینید عید قربان را

برای رونمایی شش گوشه می‌دهم جان را

چگونه است که دل، کربلایی است امروز

فرا گرفته چرا عطر سیب ایران را

بهشت پنجره دیگری به قم گشود کنون

که مست کرده هوایش دل خراسان را

 " حمیدرضا برقعی"

 

یک پنجره از این بهشت هم رو به سوی شهر ما باز شد و روز شنبه (11 آذر) ، شهر ما هم به ورود ضریح جدید امام حسین(ع) مزین شد.

چیز دیگه ای نمیتونم بگم چون واژه های مناسبی برای بیان احساسم به دیدن ضریح ، پیدا نمی کنم.

اما عبور کاروان سفینه النجاه از شهر ما، استثنایی ترین حادثه عمر من و امیریه حداقل تا الان.

من بدلیل مشغله کاری تونستم ساعت یازده و نیم شب بهمراه خانواده م برم و اون صحنه های معنوی رو ببینم و امیری هم با شور و شوق و با نوحه سرایی و سینه زنی( تو ماشین تا مقصد) همراه ما بود.

شب زیبایی بود شاید امیرمحمد وقتی بزرگ شه این شب رو به یاد نیاره واسه همین می نویسم تا بدونه. با آرزوی اینکه زیارت ضریح در کربلا ، طالع ما هم بشه.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)